فروش آنلاین فایل

لطفا گول نخورید! | ۱۰ دروغ بزرگ که باعث می‌شوند ۱۰ بازی فوق العاده را از دست بدهید – بخش ششم - پی سی

دنیای بازی ها متاسفانه پر است از دروغ و اراجیف و حرف های مضحک که حتی منتقدین هم دیگر زیاد می گویند چه برسد به کاربران. حرف ها و نظرات افراد افراطی که خدا نکند با یک چیزی مشکل داشته باشند و دشمن شوند، دیگر تا ابد ذهن تک بعدیشان نمی تواند غیر از آن را قبول کند. مثال بارزش هم دشمنان بی منطق و کوته فکر یوبیسافت که چون فلان بازی این شرکت زمان عرضه باگ داشته است تا ابد دیگر هر بازی این شرکت را بدون این که جلدش را از نزدیک دیده باشند می کوبند (از نظر شخصی من اصلا لیاقت بازی های این شرکت را ندارند) و ذهن افراطی و کینه ای آنها نمی تواند دیگر چیزی غیر از این را قبول کند. همه ی ما بارها از این قبیل حرف ها و دروغ ها شنیده ایم که در مجامع بازی یک کلاغ و چهل کلاغ شده اند، هر کسی هم می رسد یک چیزی می گذارد رویش و می دهد دست بعدی تا نهایتا یک دروغ بزرگ درست شود که ذره ای هم با واقعیت همخوانی ندارد و خیلی وقت ها باعث می شود بسیاری از بازیبازان سراغ برخی بازی های عالی و جذاب نروند.

امروز دقیقا دست گذاشته ام روی ۱۰ تا از این دروغ های بزرگ که در مورد ۱۰ بازی جذاب و باکیفیت یک کلاغ و چهل کلاغ شده اند و آن قدر دهان به دهان چرخیده اند که باعث شده اند از فلان بازی جذاب یک هیولا خلق شود که کلا غیر قابل بازی است و خیلی ها به همین خاطر سراغش نرفته اند. البته خب این مقاله نظر بنده است و شاید برخی از شما با این لیست موافق نباشید و یا شاید فکر کنید برخی از اینها دروغ نیستند. بالاخره نظر هر کسی محترم است ولی این مقاله ی من و نظر بنده است که مطالعه می فرمایید. پس اگر تا اینجا با من همراه بوده اید از شما دعوت می کنم که در ادامه ی مطلب قسمت پنجم “۱۰ دروغ بزرگ که باعث می‌شوند ۱۰ بازی فوق العاده را از دست بدهید” با من و وبسایت گیمفا همراه باشید. امیدوارم که این مطلب باعث شود که شاید به سراغ برخی از این بازی ها که به خاطر این دروغ های بزرگ از دستشان داده اید بروید و یک تجربه خوب داشته باشید.

۱۰ – Knack ۲ ارزش بازی کردن ندارد و فقط برای بچه هاست

حالا شاید بگوییم نسخه ی اول Knack عنوان چندان جذاب نبود ولی واقعا نسخه ی دوم با قابلیت کوآپش یک چیز دیگر بود و حسابی لذتبخش و باحال شده بود و خیلی هم نسبت به بازی اول پیشرفت داشت. بازی نخست Knack عنوانی بود که در سال ۲۰۱۳ به طور انحصاری و به صورت یک لانچ تایتل برای پلی استیشن ۴ منتشر شد و با امتیازمتای ۵۴ که برای یک بازی انحصاری لانچ تایتل پلی استیشن ۴ ناامید کننده است کار خود را پایان داد و بدجوری توی سرش کوبیدند! خیلی ها اصلا فکر نمی کردند که با این شروع ضعیف Knack، سونی مجددا این فرنچایز را ادامه دهد و گمان می کردیم که این سری تبدیل به یک بازی تک قسمتی شد و در گورستان تاریخ دفن خواهد شد اما سونی عنوانی را که در آن پتانسیل خوبی می دید ادامه داد و این بار مارک سرنی که باز هم در نقش کارگردان بازی و خالق آن حضور دارد، از خیلی از اشتباهات بازی اول درس گرفت و عنوان سرگرم کننده ای را ساخت که مخصوصا به واسطه قابلیت Co-op آفلاین خیلی بهتر از بازی اول عمل کرد و حالا ممکن است که شاهد تکمیل ۳ گانه نیز باشیم. بازی Knack 2 نیز که مانند بازی نخست در ژانر Action Adventure قرار دارد، توسط SIE Japan Studio ساخته شد و کمپانی Sony Interactive Entertainment در سال ۲۰۱۷ آن را انحصارا برای PlayStation 4 منتشر کرد.

حالا شاید بگوییم نسخه ی اول Knack عنوان چندان جذاب نبود ولی واقعا نسخه ی دوم با قابلیت کوآپش یک چیز دیگر بود و حسابی لذتبخش و باحال شده بود و خیلی هم نسبت به بازی اول پیشرفت داشت. بازی نخست Knack عنوانی بود که در سال ۲۰۱۳ به طور انحصاری و به صورت یک لانچ تایتل برای پلی استیشن ۴ منتشر شد و با امتیازمتای ۵۴ که برای یک بازی انحصاری لانچ تایتل پلی استیشن ۴ ناامید کننده است کار خود را پایان داد و بدجوری توی سرش کوبیدند! خیلی ها اصلا فکر نمی کردند که با این شروع ضعیف Knack، سونی مجددا این فرنچایز را ادامه دهد و گمان می کردیم که این سری تبدیل به یک بازی تک قسمتی شد و در گورستان تاریخ دفن خواهد شد اما سونی عنوانی را که در آن پتانسیل خوبی می دید ادامه داد و این بار مارک سرنی که باز هم در نقش کارگردان بازی و خالق آن حضور دارد، از خیلی از اشتباهات بازی اول درس گرفت و عنوان سرگرم کننده ای را ساخت که مخصوصا به واسطه قابلیت Co-op آفلاین خیلی بهتر از بازی اول عمل کرد و حالا ممکن است که شاهد تکمیل ۳ گانه نیز باشیم

بارزترین خصوصیت عنوان Knack 2 وجود قابلیت Co-op آفلاین و سرگرم کننده بودن آن است و تکیه بر قابلیت بازی دونفره بسیار جذاب و هیجان انگیز که در بازی اول وجود نداشت، بازخوردهای Knack 2 را بسیار مثبت تر کرد و امتیازات آن را بالاتر برد. بخش دو نفره و Co-op آفلاین بازی، معرکه و بی نهایت لذتبخش است و می توانید به همراه خانواده یا دوستان یا فرزند خود، کمپین بازی را با جذابیت بسیار عالی گیم پلی و حملات ترکیبی دو نفره و … تجربه کنید و بسیار لذت ببرید. در واقع در بازار امروز، تعداد چنین عناوین دونفره آفلاین در سبک هایی مثل اکشن ماجرایی که کمپین و بخش داستانی خود را به صورت دو نفره در اختیار بازیبازان قرار دهند، تقریبا به سمت عدد صفر میل می کند و در این حالت وقتی که بخواهید مثلا یک بازی مناسب با هر سنی را همراه خانواده و فرزند به صورت دو نفره آفلاین بازی کنید، عناوینی مثل Knack 2 ارزشمند می شوند. باید بگویم اگر از نسخه اول این بازی خوشتان نیامده است اصلا دلیل بر آن نیست که از نسخه دوم هم لذت نبرید مخصوصا به صورت Co-op، زیرا که سازندگان، خیلی عالی از مشکلات نسخه اول درس گرفته و بسیاری از آن ها را اصلاح کردند. البته بازی هنوز ایراداتی در بخش داستان و … داراست اما بدون هیچ شک و تردیدی Knack 2  یک عنوان باکیفیت و جذاب و ارزشمند برای بازی کردن است.

وقتی نقدهای این بازی را مطالعه می کنیم مشاهده می شود که تقریبا همگی از آن به عنوان یک بازی جذاب و هیجان انگیز و از همه مهم تر”سرگرم کننده” (مخصوصا به صورت دو نفره) یاد کرده اند که قابلیت کواپ آن بسیار جذاب است و بسیاری از ایرادات نسخه اول را رفع نموده است. Knack 2 عنوانی است که کاملا ارزش تجربه کردن را داراست و یک بازی کاملا سرگرم کننده و جذاب است که بسیار بسیار موفق تر و باکیفیت تر از نسخه اول عمل کرده است. یک عنوان اکشن ماجرایی پلتفرمینگ-پازل سرگرم کننده و جذاب که بیشتر با تاکید و تمرکز بر روی بخش Co-op ساخته شده و یادآور این نکته است که عناوین سبک اکشن پلتفرمر، هنوز زنده و سرحال هستند و وجود دارند. تجربه این عنوان چه برای بازیبازان با سن کمتر در درجات سختی آسان و نرمال و چه برای بازیبازان هاردکور علاقمند به اکشن ماجرایی با المان های پلتفرمینگ و پازل در درجات سختی بالا لذت بخش و هیجان انگیز است. اصلا فکر نکنید که چون بازی اول این سری خیلی جالب نبود بازی دوم هم همینطور است. مخصوصا اگر که یک کوآپ باحال و فان و لذتبخش می خواهید حتما Knack 2 را بازی کنید چون خیلی می چسبد

Knack 2 همانطور که اشاره شد، موفق گردید تا بازخوردها و امتیازات نسبتا خوب و بسیار بهتری را نسبت به بازی اول خود دریافت نماید و از مجموع این بارخوردها نیز نهایتا توانست امتیاز متای ۷۰/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد که نشان دهنده عنوانی دونفره جذاب است و قطعا وجود بخش دو نفره داستانی آفلاین یکی از مزیت های این بازی زیبا و بهتر است بگوییم برترین مزیت آن به حساب می آید. وقتی نقدهای این بازی را مطالعه می کنیم مشاهده می شود که تقریبا همگی از آن به عنوان یک بازی جذاب و هیجان انگیز و از همه مهم تر”سرگرم کننده” (مخصوصا به صورت دو نفره) یاد کرده اند که قابلیت کواپ آن بسیار جذاب است و بسیاری از ایرادات نسخه اول را رفع نموده است. Knack 2 عنوانی است که کاملا ارزش تجربه کردن را داراست و یک بازی کاملا سرگرم کننده و جذاب است که بسیار بسیار موفق تر و باکیفیت تر از نسخه اول عمل کرده است. یک عنوان اکشن ماجرایی پلتفرمینگ-پازل سرگرم کننده و جذاب که بیشتر با تاکید و تمرکز بر روی بخش Co-op ساخته شده و یادآور این نکته است که عناوین سبک اکشن پلتفرمر، هنوز زنده و سرحال هستند و وجود دارند. تجربه این عنوان چه برای بازیبازان با سن کمتر در درجات سختی آسان و نرمال و چه برای بازیبازان هاردکور علاقمند به اکشن ماجرایی با المان های پلتفرمینگ و پازل در درجات سختی بالا لذت بخش و هیجان انگیز است. اصلا فکر نکنید که چون بازی اول این سری خیلی جالب نبود بازی دوم هم همینطور است. مخصوصا اگر که یک کوآپ باحال و فان و لذتبخش می خواهید حتما Knack 2 را بازی کنید چون خیلی می چسبد.

۹ – Fuse بازی خیلی ضعیفی است

فکر کنم الان خیلی از شما دارید می گویید این بازی دیگر چیست؟ حق هم دارید. واقعا تعداد خیلی زیادی از بازیبازان در نسل هفتم اصلا نام این عنوان را هم نشنیدند اما کسانی که مثل من این بازی را هم تک نفره و هم دو نفره بازی کرده اند حتما یادشان مانده است که چه بازی باحالی بود. Fuse یک بازی شوتر سوم شخص دارای قابلیت کوآپ دو نفره آفلاین و ۴ نفره ی آنلاین بود که توسط  Insomniac Games ساخته شد و کمپانی الکترونیک آرتز آن را در سال ۲۰۱۳ برای پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ منتشر کرد. البته ابتدا در سال ۲۰۱۲ این بازی با نام Overstrike معرقی کردید ولی بعدا نامش به Fuse تغییر کرد. بازی ۴ شخصیت داشت که هر کام کاملا متفاوت بودند و هر یک نیز سلاحی مخصوص که با قدرت Fuse شارژ شده بود داشتند که مختص آنها بود. مثلا شخصیتی به نام دالتون یک سپر یا Mag Shield داشت که می توانست تیرها را جذب کند و از همی تیمی ها نیز محافظت نماید و حالت دوم سلاحش هم می توانست تیرها را به دشمنان برگرداند.

فکر کنم الان خیلی از شما دارید می گویید این بازی دیگر چیست؟ حق هم دارید. واقعا تعداد خیلی زیادی از بازیبازان در نسل هفتم اصلا نام این عنوان را هم نشنیدند اما کسانی که مثل من این بازی را هم تک نفره و هم دو نفره بازی کرده اند حتما یادشان مانده است که چه بازی باحالی بود. Fuse یک بازی شوتر سوم شخص دارای قابلیت کوآپ دو نفره آفلاین و ۴ نفره ی آنلاین بود که توسط  Insomniac Games ساخته شد و کمپانی الکترونیک آرتز آن را در سال ۲۰۱۳ برای پلی استیشن ۳ و ایکس باکس ۳۶۰ منتشر کرد. البته ابتدا در سال ۲۰۱۲ این بازی با نام Overstrike معرقی کردید ولی بعدا نامش به Fuse تغییر کرد. بازی ۴ شخصیت داشت که هر کام کاملا متفاوت بودند و هر یک نیز سلاحی مخصوص که با قدرت Fuse شارژ شده بود داشتند که مختص آنها بود. مثلا شخصیتی به نام دالتون یک سپر یا Mag Shield داشت که می توانست تیرها را جذب کند و از همی تیمی ها نیز محافظت نماید و حالت دوم سلاحش هم می توانست تیرها را به دشمنان برگرداند. بازی انواع سلاح های مختلف را هم داشت که می توانستید آنها را با هم عوض کنید و حتما می دانید که یک بازی که توسط اینسامنیاک یعنی خالقین رچت و کلنک و رزیستنس ساخته شده باشد قطعا در زمینه ی سلاح عالی است. بازی از سیستم کاورگیری هم برخوردار بود که اتفاقا نقش مهمی هم در مبارزات بسیار دیوانه وار بازی داشت که از در و دیوار به سمت شما شلیک می شد. همچنین شخصیت ها یک درخت مهارت نیز داشتند که آنها را درقوی تر می کرد و مهارت های جدیدی را برای آنها باز می کرد. بازی از یک مد Horde هم شبیه به گیرز او وار بهره مند بود که این مد Echelon نام داشت

بازی انواع سلاح های مختلف را هم داشت که می توانستید آنها را با هم عوض کنید و حتما می دانید که یک بازی که توسط اینسامنیاک یعنی خالقین رچت و کلنک و رزیستنس ساخته شده باشد قطعا در زمینه ی سلاح عالی است. بازی از سیستم کاورگیری هم برخوردار بود که اتفاقا نقش مهمی هم در مبارزات بسیار دیوانه وار بازی داشت که از در و دیوار به سمت شما شلیک می شد. همچنین شخصیت ها یک درخت مهارت نیز داشتند که آنها را درقوی تر می کرد و مهارت های جدیدی را برای آنها باز می کرد. بازی از یک مد Horde هم شبیه به گیرز او وار بهره مند بود که این مد Echelon نام داشت. وقایع داستانی بازی در آینده ای نزدیک رقم می خورد که در آن ۴ مامور زبده و ماهر که تحت نام گروه Overstrike 9 شناخته می شدند ماموریت داشتند که کمپانی خبیثی به نام Raven را از دستیابی به یک ماده ی بسیار ارزشمند فضایی به نام Fuse باز دارند. این ۴ شخصیت دالتونع نایا، ایزابل و جیکوب نام داشنتد که هر کدام چه از نظر شخصیتی و چه از نظر مهارت ها زمین تا آسمان با یکدیگر تفاوت داشنند و همین موضوع ارزش تکرار بازی را هم بالا می برد.

وقایع داستانی بازی در آینده ای نزدیک رقم می خورد که در آن ۴ مامور زبده و ماهر که تحت نام گروه Overstrike 9 شناخته می شدند ماموریت داشتند که کمپانی خبیثی به نام Raven را از دستیابی به یک ماده ی بسیار ارزشمند فضایی به نام Fuse باز دارند. این ۴ شخصیت دالتونع نایا، ایزابل و جیکوب نام داشنتد که هر کدام چه از نظر شخصیتی و چه از نظر مهارت ها زمین تا آسمان با یکدیگر تفاوت داشنند و همین موضوع ارزش تکرار بازی را هم بالا می برد. تجربه ی این عنوان به صورت کوآپ واقعا باحال و جذاب بود. مخصوصا از آنجایی که شخصا این بازی را هم به صورت تک نفره و کوآپ آفلاین به پایان رسانده ام باید بگویم تجربه ی دو نفره ی بازی چیز دیگری است و اصلا بازی بر این مبنا ساخته شده بود ولی اکثرا آن را بر اساس بازی تک نفره نقد کردند که واقعا کار درستی نبود. Fuse بعد از انتشار بازخوردهای چندان خوبی را دریافت نکرد و این بازخوردها نهایتا امتیاز متای ۶۳ را برای این عنوان رقم زدند که خب انصافا حق بازی نبود. نه این که بخواهم بگویم حق بازی نمره ای خیلی بالا بود ولی خب با منطقه و انصاف هر طور حساب کنیم حقش زیر ۷.۵ هم نبود و واقعا نمره ی ۶ خیلی بی انصافی بود برای عنوانی با آن تجرب ی کواپ باحال و شخصیت های متنوع. Fuse عنوانی نیست که مثلا مانند مس افکت ۳ بگویم الان هم ارزش دارد برگردید و ان را تجربه کنید ولی خب از آن جایی که نمره ی ۶ هم حقش نبود و این موضوع از نسل هفتم یادم مانده بود، در این مقاله به آن اشاره کردم و شاید برخی از شما هم که این بازی را می شناسید با من موافق باشید

تجربه ی این عنوان به صورت کوآپ واقعا باحال و جذاب بود. مخصوصا از آنجایی که شخصا این بازی را هم به صورت تک نفره و کوآپ آفلاین به پایان رسانده ام باید بگویم تجربه ی دو نفره ی بازی چیز دیگری است و اصلا بازی بر این مبنا ساخته شده بود ولی اکثرا آن را بر اساس بازی تک نفره نقد کردند که واقعا کار درستی نبود. Fuse بعد از انتشار بازخوردهای چندان خوبی را دریافت نکرد و این بازخوردها نهایتا امتیاز متای ۶۳ را برای این عنوان رقم زدند که خب انصافا حق بازی نبود. نه این که بخواهم بگویم حق بازی نمره ای خیلی بالا بود ولی خب با منطقه و انصاف هر طور حساب کنیم حقش زیر ۷.۵ هم نبود و واقعا نمره ی ۶ خیلی بی انصافی بود برای عنوانی با آن تجرب ی کواپ باحال و شخصیت های متنوع. Fuse عنوانی نیست که مثلا مانند مس افکت ۳ بگویم الان هم ارزش دارد برگردید و ان را تجربه کنید ولی خب از آن جایی که نمره ی ۶ هم حقش نبود و این موضوع از نسل هفتم یادم مانده بود، در این مقاله به آن اشاره کردم و شاید برخی از شما هم که این بازی را می شناسید با من موافق باشید.

۸ – Borderlands: Pre-Sequel در حد نام این سری نیست

بله کاملا درست است Borderlands: The Pre-Sequel ضعیف ترین نسخه بین ۴ بازی این سری است ولی  فقط داریم می گوییم ۴ بازی این سری وگرنه این بازی هنوز هم از اکثر عناوین هم سبکش یک سر و گردن بهتر است و حرف هایی مثل این که شاهد یک بازی بی کیفیت و ضعیف هستیم واقعا خنده دار است. سری عناوین یونیک و جذاب Borderlands در طول سال ها و از زمان انتشار اولین نسخه اش تا امروز، با تکیه بر خلق دنیایی به غایت جذاب و شخصیت هایی عجیب و غریب و تعداد بیشماری سلاح مختلف و المان های عالی نقش آفرینی موفق شده تا در دل بازیبازان و البته منتقدان جا باز کند و تبدیل به یکی از بازی های محبوب بازیبازان در نسل هفتم و نسل هشتم شود. مخصوصا با توجه به قابلیت بازی کوآپ در بخش داستانی پر محتوای این عناوین، تجربه کردن بازی های مختلف سری با دوستان بی نهایت لذتبخش بوده است و سبب شد تا این فرنچایز بیش از پیش موفق عمل کند و بازیبازان زیادی با مطرح شدن نام برترین بازی های کوآپ بلافاصله نام Borderlands را مطرح می کنند و از قابلیت همکاری چند نفره فوق العاده لذتبخش آن حرف می زنند. از این فرنچایز زیبا تا به امروز ۴ نسخه منتشر شده است که شامل ۳ نسخه اصلی و شماره دار Borderlands  (یک و دو و سه) و یک بازی اسپین آف Borderlands The Pre Sequel بوده اند. بد نیست تا در ابتدای این بخش نگاهی کوتاه به تاریخچه این فرنچایز زیبا داشته باشیم. سال ۲۰۰۹ بود که استودیو گیرباکس سافتور و ۲ کی گیمز عنوانی را با نام Borderlands منتشر نمودند که کسی آن زمان فکر نمی کرد تبدیل به چنین نام بزرگ و قدرتمندی که امروز از آن می شناسیم شود ولی Borderlands موفقیت ها را پشت سر هم کسب کرد و تبدیل به یکی از بهترین و جذاب ترین شوترهای اول شخص آن سال شد که برگ برنده آن، نقش آفرینی بودن بازی بود که عمق وحشتناکی به بازی بخشیده بود و همینطور سیستم خلق تصادفی سلاح ها که باعث ایجاد تعداد بیشماری سلاح مختلف شده بود که تا به حال در عنوانی به این شکل مشاهده نشده بود. Borderlands فوق العاده جذاب بود و از همه مهمتر این که بسیار جدید و تازه بود و شبیه به هیچ عنوان دیگری نبود و همین نو بودن یکی از دلایل اصلی موفقیت آن نیز شد. دنیای زیبا، شخصیت های فوق العاده عجیب و جذاب، طراحی و سبک گرافیکی بی نظیر و سل شید بازی که انتخابی فوق العاده بود، گیم پلی عمیق و فوق العاده، تعداد بیشماری سلاح مختلف و عالی و هر نکته مثبت دیگری که فکرش را بکنید در Borderlands وجود داشت و باعث خلق عنوانی بی نظیر و به معنای کلمه “خاص” شده بود.

بله کاملا درست است Borderlands: The Pre-Sequel ضعیف ترین نسخه بین ۴ بازی این سری است ولی  فقط داریم می گوییم ۴ بازی این سری وگرنه این بازی هنوز هم از اکثر عناوین هم سبکش یک سر و گردن بهتر است و حرف هایی مثل این که شاهد یک بازی بی کیفیت و ضعیف هستیم واقعا خنده دار است. سری عناوین یونیک و جذاب Borderlands در طول سال ها و از زمان انتشار اولین نسخه اش تا امروز، با تکیه بر خلق دنیایی به غایت جذاب و شخصیت هایی عجیب و غریب و تعداد بیشماری سلاح مختلف و المان های عالی نقش آفرینی موفق شده تا در دل بازیبازان و البته منتقدان جا باز کند و تبدیل به یکی از بازی های محبوب بازیبازان در نسل هفتم و نسل هشتم شود. مخصوصا با توجه به قابلیت بازی کوآپ در بخش داستانی پر محتوای این عناوین، تجربه کردن بازی های مختلف سری با دوستان بی نهایت لذتبخش بوده است و سبب شد تا این فرنچایز بیش از پیش موفق عمل کند و بازیبازان زیادی با مطرح شدن نام برترین بازی های کوآپ بلافاصله نام Borderlands را مطرح می کنند و از قابلیت همکاری چند نفره فوق العاده لذتبخش آن حرف می زنند. از این فرنچایز زیبا تا به امروز ۴ نسخه منتشر شده است که شامل ۳ نسخه اصلی و شماره دار Borderlands  (یک و دو و سه) و یک بازی اسپین آف Borderlands The Pre Sequel بوده اند

سپس نوبت به نسخه ی شاهکار دوم  رسید که  با انتشار خود تبدیل به عنوانی شد که مورد توجه زیادی از سوی بازیبازان و منتقدان قرار گرفته بود و نوع جدیدی از شوتر اول شخص با المان های قوی نقش آفرینی را معرفی کرد. بازی یک استایل گرافیکی سل شید و بسیار خاص داشت که کاملا با دنیای بازی هماهنگ و همخوان بود و همانطور که در ابتدای مطلب خدمت شما عرض کردیم، از همه مهم تر قابلیت عالی بازی Co op با عمق بسیار بالا بود که بازی را فوق العاده تر از قبل کرده بود. در واقع دلیل خیلی از تحسین ها و امتیازات و بازخوردهای مثبتی که این بازی دریافت کرد به خاطر همین قابلیت جذاب بازی چند نفره در بخش داستانی بود. به واقع در دوره ای که تقریبا هیچ بازی بخش داستانی خود را چند نفره نمی کرد (و نمی کند) و بسیاری بازیبازان در انتظار یک بازی جذاب بودند که بتوانند بخش داستانی آن را با هم تجربه کنند، سری Borderlands آمد و یک بخش داستانی چندین ساعته و بسیار طولانی و پر محتوا را در یک بازی شوتر جذاب با المان های نقش آفرینی قوی و عمق بسیار بالا در اختیار بازیبازان قرار داد و تبدیل به یهترین بازی و یهترین انتخاب برای کسانی شد که قصد داشتند به صورت کو آپ بازی کنند آن هم چه آفلاین و چه آنلاین، که این گزینه وجود بازی آفلاین بازی را موفق تر نیز کرده بود و طرفداران بسیاری را به سمت این فرنچایز جذب کرد. سپس نوبت به انتشار اسپین آف Borderlands: The Pre-Sequel رسید که در این بخش صحبت از آن است و در واقع به عنوان ضعیف ترین بازی این سری محسوب می شود ولی در کل اصلا یک بازی ضعیف نیست. سپس در نسل هشتم وبعد از چند سال انتظار نسخه ی سوم این سری بی نظیر منتشر شد و الحاق و والانصاف که یک بازی معرکه است و به اندازه ی یک نسل کامل نسبت به بازی های قبلی پیشرفت کرده است و بهترین نسخه ی سری تا امروز محسوب می شود هر چند که برخی ها با کج سلیقگیشان باعث شدند این بازی باز هم آن قدر که حقش است نمره نگیرد چون باید قطعا بالاتر از نسخه دوم با متای ۹۱ بود، ولی خب باز هم متای فوق العاده ای را دریافت کرد.

داستان در این سری همواره جذابیت های خاص خود را داشته است و دنیای این فرنچایز پتانسیل بالایی برای قصه گویی را در طول این سال ها از خود نمایش داده است.  Borderlands: The Pre-Sequel بعد از انتشارش  موفق گردید تا از نقدهای منابع معتبر گیمینگ در دنیا، امتیاز متای ۷۴ را به خود اختصاص دهد که نسبت به ۲ بازی قبلی سری با امتیازات ۸۴ و ۹۱، کمترین امتیاز محسوب می شود و البته به دلیل اسپین آف بودن بازی و زمان کمتری که صرف ساخت آن شده بود چندان هم عجیب به نظر نمی رسید و دلیل اصلی امتیاز کمتر این بازی نسبت به قبلی ها این است که بازی هیچ گونه تفاوت و پیشرفتی نداشته است و مثل یک بسته الحاقی بزرگ برای دو بازی قبلی است. اصلا فکر نکنید که چون امتیاز Borderlands: The Pre-Sequel از دو بازی قبل کمتر است دیگر ارزش تجربه کردن را ندارد زیرا هنوز هم این بازی یک شوتر اول شخص نقش آفرینی ارزشمند است، سبکی که زیاد در آن بازی های گوناگون نمی بینیم. پس اگر به این سری و این سبک علاقه دارید گول این حرف که Borderlands: The Pre-Sequel یک بازی ضعیف است نخورید زیرا این ظور نیست

از لحاظ داستانی، دنیای Borderlands و شخصیت های آن به قدری بزرگ و جذاب و غنی هستند و به حدی پتانسیل دارمد که شرکتی مثل تل تیل که بازی هایش بر اساس داستان هستند بیاید و از دنیای آن بازی Tales from the Borderlands را بسازد که به گفته خیلی از گیمرها اگر بهترین بازی این شرکت نباشد یکی از برترین هاست. این نشان از پتانسیل بسیار بالای دنیای عجیب و غریب و دوست داشتنی  سری Borderlands و شخصیت های دیوانه و یونیک آن دارد. داستان در این سری همواره جذابیت های خاص خود را داشته است و دنیای این فرنچایز پتانسیل بالایی برای قصه گویی را در طول این سال ها از خود نمایش داده است.  Borderlands: The Pre-Sequel بعد از انتشارش  موفق گردید تا از نقدهای منابع معتبر گیمینگ در دنیا، امتیاز متای ۷۴ را به خود اختصاص دهد که نسبت به ۲ بازی قبلی سری با امتیازات ۸۴ و ۹۱، کمترین امتیاز محسوب می شود و البته به دلیل اسپین آف بودن بازی و زمان کمتری که صرف ساخت آن شده بود چندان هم عجیب به نظر نمی رسید و دلیل اصلی امتیاز کمتر این بازی نسبت به قبلی ها این است که بازی هیچ گونه تفاوت و پیشرفتی نداشته است و مثل یک بسته الحاقی بزرگ برای دو بازی قبلی است. اصلا فکر نکنید که چون امتیاز Borderlands: The Pre-Sequel از دو بازی قبل کمتر است دیگر ارزش تجربه کردن را ندارد زیرا هنوز هم این بازی یک شوتر اول شخص نقش آفرینی ارزشمند است، سبکی که زیاد در آن بازی های گوناگون نمی بینیم. پس اگر به این سری و این سبک علاقه دارید گول این حرف که Borderlands: The Pre-Sequel یک بازی ضعیف است نخورید زیرا این ظور نیست.

۷ – Prey ارزش تجربه کردن ندارد

فکر کنم فقط کسی می گوید که بازی Prey عنوانی بی کیفیت است که آن را بازی نکرده باشد! واقعا نمی تواند غیر از این باشد. این بازی واقعا عالی و جذاب و لذتبخش است و بالاخره خالقین بردرلندز که بازی ضعیف نمی سازند. سری Prey با وجود انتشار تنها دو نسخه از آن، فراز و نشیب های زیادی تا امروز داشته است ولی نهایتا سرنوشت خوبی در نسل هشتم داشت. عنوان اولیه Prey یک بازی زیبا و جذاب بود که در سال ۲۰۰۶ منتشر گردید و توانست بازخوردهای فوق العاده عالی را دریافت نماید و امتیاز متای ۸۳ را کسب و از وبسایت IGN نیز امتیاز ۹ را دریافت نماید. این عنوان توسط استودیوهای Human Head Studios, 3D Realms, Aspyr Media, Venom Games ساخته شد و توسط ۲K Games و Aspyr Media برای پلتفرم های Xbox 360 و رایانه های شخصی منتشر گردید. بعد از آن چند سال این نام در سکوت خبری بود تا این که نسخه دوم معرفی گردید و تریلرهای زیبایی از آن منتشر شد اما بعدا اعلام شد که بازی کنسل شده و سپس امتیاز بازی به کمپانی بتزدا واگذار گردید. این کمپانی نیز کلا همه چیز را کنار گذاشت و از اساس، بنای ساخت یک بازی کاملا جدید و بی ربط به عنوان اول را پایه ریزی کرد که آن هم Prey نام داشت و به نوعی بتزدا می خواست حالا که دیگر این نام و این سری متعلق به خودش است، با این کار فرنچایز مختص خود را خلق کند و نام بازی را از نسخه اول که توسط شرکت دیگری ساخته و منتشر شده بود جدا نماید.

در این بازی شما کنترل شخصیتی به نام Morgan Yu را در اختیار گرفته و باید به گشت و گذار و اکتشاف در ایستگاه فضایی Talos I در اربیتی اطراف Earth–Moon L2 می پرداختید که در اینجا تحقیقاتی بر روی یک گروه بیگانه مهاجم به نام Typhon در حال انجام بوده است اما بعدا مشکلاتی به وجود آمده است و جالا بازیباز باید با استفاده از سلاح ها و قابلیت هایی که همگی از Typhon برگرفته شده اند با بیگانگان مبارزه کرده و در حالی که سعی بر فرار از آن ایستگاه دارید، زنده بمانید. بازیباز توسط یک سیستم اصطلاحا Metroidvania-style  که بر اساس پیدا کردن آیتم های کلیدی و قابلیت های جدید است به بخش های مختلف این ایستگاه دسترسی پیدا می کند یعنی مثلا شما باید در بازی پیشروی کنید تا یک آیتام مهم را به دست آورید تا بتوانید دربی را که قبلا باز نمی شده است باز کرده و وارد بخش جدیدی شوید. نهایتا هم این سیستم سبب می شود که شما به کل بخش های این ایستگاه فضایی به صورت جهان آزاد دسترسی یابید. استودیو آرکین در ساخت این بازی به هیچ وجه از موارد در نظر گرفته شده برای Prey 2 در ساخت بازی خود بهره نبرد و تنها در نام بازی و تم کلی “شکار شدن بازیباز توسط بیگانگان” از آن پروژه استفاده کرد. اصلا گول حرف هایی از قبیل این که Prey ارزش تجربه کردن ندارد را نخورید زیرا دقیقا برعکس است و حتی این بازی متایش هم فوق العاده است و امتیاز ۸۴ یعنی عنوانی که باید حتما تجربه کنید

سرانجام نیز همین اتفاق افتاد و بعد از گذشت ۱۱ سال از عنوان اول سری، عنوانی جذاب با نام Prey بدون هیچ شماره و پسوند و پیشوندی و شبیه به یک ریبوت سری بدون هیچ ارتباطی به بازی قبل، ساخته و منتشر گردید. بازی Prey که کار ساخت و توسعه آن را خالقان دیس آنرد در Arkane Studios برعهده داشتند، عنوانی در سبک First-person shooter RPG محسوب می شود که در تاریخ ۵ می سال ۲۰۱۷، شرکت بتزدا آن را برای پلتفرم های پلی استیشن ۴، ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر کرد. به شخصه وقتی نام Prey را می شنوم عنوانی با کلی داستان و حاشیه و .. به ذهنم می آید که مدام در حال ساخت بوده، کنسل شده، شماره ۲ نام گرفته، دوباره کنسل شده، امتیاز بازی جابجا شده و به بتزدا رسیده، دوباره شروع به ساخت کرده اند، نام بازی به حالت بدون شماره و پسوند بازگشته، کلا همه چیز بازی فرق کرده و عوض شده، ولی خوشبختانه همه اینها در نهایت ختم به خیر شد و یک بازی بی نظیر و معرکه در نسل هشتم با این نام عرضه گردید.  بازی آرکین استودیو در واقع به نوعی به عنوان یک دنباله معنوی و ادای احترام به بازی System Shock ساخته شد و توانست تا موفق نیز عمل نماید. Prey به واسطه المان های جذاب و گیم پلی عمیق نقش آفرینی موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای خوبی را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. نهایتا نیز این عنوان زیبا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای عالی ۸۴/۱۰۰ را به خود اختصاص دهد تا تبدیل به تجربه ای موفق برای سازندگان و یکی از بازی های مولتی پلتفرم با کیفیت در نسل هشتم شود.

فکر کنم فقط کسی می گوید که بازی Prey عنوانی بی کیفیت است که آن را بازی نکرده باشد! واقعا نمی تواند غیر از این باشد. این بازی واقعا عالی و جذاب و لذتبخش است و بالاخره خالقین بردرلندز که بازی ضعیف نمی سازند. سری Prey با وجود انتشار تنها دو نسخه از آن، فراز و نشیب های زیادی تا امروز داشته است ولی نهایتا سرنوشت خوبی در نسل هشتم داشت. عنوان اولیه Prey یک بازی زیبا و جذاب بود که در سال ۲۰۰۶ منتشر گردید و توانست بازخوردهای فوق العاده عالی را دریافت نماید و امتیاز متای ۸۳ را کسب و از وبسایت IGN نیز امتیاز ۹ را دریافت نماید. این عنوان توسط استودیوهای Human Head Studios, 3D Realms, Aspyr Media, Venom Games ساخته شد و توسط ۲K Games و Aspyr Media برای پلتفرم های Xbox 360 و رایانه های شخصی منتشر گردید. بعد از آن چند سال این نام در سکوت خبری بود تا این که نسخه دوم معرفی گردید و تریلرهای زیبایی از آن منتشر شد اما بعدا اعلام شد که بازی کنسل شده و سپس امتیاز بازی به کمپانی بتزدا واگذار گردید. این کمپانی نیز کلا همه چیز را کنار گذاشت و از اساس، بنای ساخت یک بازی کاملا جدید و بی ربط به عنوان اول را پایه ریزی کرد که آن هم Prey نام داشت و به نوعی بتزدا می خواست حالا که دیگر این نام و این سری متعلق به خودش است، با این کار فرنچایز مختص خود را خلق کند و نام بازی را از نسخه اول که توسط شرکت دیگری ساخته و منتشر شده بود جدا نماید

در این بازی شما کنترل شخصیتی به نام Morgan Yu را در اختیار گرفته و باید به گشت و گذار و اکتشاف در ایستگاه فضایی Talos I در اربیتی اطراف Earth–Moon L2 می پرداختید که در اینجا تحقیقاتی بر روی یک گروه بیگانه مهاجم به نام Typhon در حال انجام بوده است اما بعدا مشکلاتی به وجود آمده است و جالا بازیباز باید با استفاده از سلاح ها و قابلیت هایی که همگی از Typhon برگرفته شده اند با بیگانگان مبارزه کرده و در حالی که سعی بر فرار از آن ایستگاه دارید، زنده بمانید. بازیباز توسط یک سیستم اصطلاحا Metroidvania-style  که بر اساس پیدا کردن آیتم های کلیدی و قابلیت های جدید است به بخش های مختلف این ایستگاه دسترسی پیدا می کند یعنی مثلا شما باید در بازی پیشروی کنید تا یک آیتام مهم را به دست آورید تا بتوانید دربی را که قبلا باز نمی شده است باز کرده و وارد بخش جدیدی شوید. نهایتا هم این سیستم سبب می شود که شما به کل بخش های این ایستگاه فضایی به صورت جهان آزاد دسترسی یابید. استودیو آرکین در ساخت این بازی به هیچ وجه از موارد در نظر گرفته شده برای Prey 2 در ساخت بازی خود بهره نبرد و تنها در نام بازی و تم کلی “شکار شدن بازیباز توسط بیگانگان” از آن پروژه استفاده کرد. اصلا گول حرف هایی از قبیل این که Prey ارزش تجربه کردن ندارد را نخورید زیرا دقیقا برعکس است و حتی این بازی متایش هم فوق العاده است و امتیاز ۸۴ یعنی عنوانی که باید حتما تجربه کنید.

۶ – Wolfenstein Youngblood یک بازی ضعیف است

این هم یکی از حرف هایی که واقعا نمی توانم هضم کنم که چطور به عنوانی که ساعت ها بازی کرده ام و یکی از جذاب ترین شوترهای این نسل است و دقیقا کیفیت عناوین سری ولفنشتاین را دارد و تازه قابلیت کوآپ هم اضافه کرده، نمره ی ۶ و ۵ می دهند. واقعا عجیب و برای من مسخره است. سری عناوین Wolfenstein یکی از محبوب ترین و قدیمی ترین عناوین شوتر در تاریخ بازی های رایانه ای محسوب می شوند که همواره طرفداران و علاقمندان بسیار زیادی را در دنیا داشته و دارند و حتی در کشور خودمان نیز علاقمندان زیادی دارد و تعداد بسیاری از افراد که شاید حتی بازیباز نیز نباشند، قبلا یک نسخه از ولفنشتاین را بازی کرده اند که به شخصه چندین نفر را با چنین سابقه ای می شناسم. Wolfenstein جزو نام هایی است که همواره برای همه بازیبازان مورد احترام است و به عنوان یک نام قدیمی و بزرگ در صنعت بازی ها شناخته می شود. در این فرنچایز قدیمی شاهد بازی هایی تاریخ ساز و تاثیرگذار بوده ایم که نقش مهمی را در پیشرفت سبک شوتر اول شخص بر عهده داشته اند. به طور مثال بازی Wolfenstein 3D که در سال ۱۹۹۲ منتشر گردید یکی از مهمترین و تاثیرگذار ترین عناوین شوتر اول شخص در دنیا محسوب می شود و برای بسیاری از بازیبازان یک عنوان افسانه ای است که به مانند Doom جزو سردمداران شوتر های اول شخص است و حتی از آن با لقب “پدربزرگ شوترهای ۳ بعدی” در شاخه شوترهای اول شخص یاد می کنند. بعداز چندین سال سکوت خبری فرنچایز ولفنشتاین، این سری در نسل هفتم و هشتم با ۳ عنوان New Order (برای هر دو نسل) و Old Blood (تنها نسل هشتم) و مخصوصا بازی Wolfenstein II: The New Colossus که در حد یک شاهکار اکشن بود، دوباره نام خود را تازه کرد و بر سر زبان ها انداخت و اتفاقا هر دو بازی نیز عناوین زیبا و جذاب و موفقی بودند و مورد استقبال قرار گرفتند.

این هم یکی از حرف هایی که واقعا نمی توانم هضم کنم که چطور به عنوانی که ساعت ها بازی کرده ام و یکی از جذاب ترین شوترهای این نسل است و دقیقا کیفیت عناوین سری ولفنشتاین را دارد و تازه قابلیت کوآپ هم اضافه کرده، نمره ی ۶ و ۵ می دهند. واقعا عجیب و برای من مسخره است. Wolfenstein: Youngblood که توسعه و انتشار آن را MachineGames و Arkane Studios و کمپانی Bethesda Softworks عهده دار هستند، در نسل هشتم در دسترس علاقمندان قرار گرفت. پلتفرم های مقصد این بازی که در ژانر شوتر اول شخص داستان محور قرار دارد شامل پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان و رایانه های شخصی هستند. وقایع این نسخه در سال ۱۹۸۰ و دو دهه بعد از اتفاقات بازی Wolfenstein II: The New Colossus رقم می خورد. حالا دیگر آلمان ناری جنگ جهانی دوم را پیروز شده است! Jessica و Sophia Blazkowicz که دخترهای دو قلوی ویلیام بلازکوویچ افسانه ای هستند باید به پاریس سفر کنند و در جستجوی پدر گم شده شان باشند. همزمان آنها باید به نیروی مقاومت فرانسه نیز کمک کنند تا شر نازی ها را که بعد از جنگ جهانی دوم این کشور را تصرف کرده اند از سر مردم فرانسه کم کنند. برخلاف عناوین سال های اخیر این سری، این بار شما می توانید ماموریت ها را به ترتیبی که دوست دارید و در یک ساختار غیر خطی به پایان برسانید و در این مسیر کلی قابلیت ها و تجهیزات گوناگون نیزبه دست خواهید آورد.

سپس نوبت به یک نسخه جدید دیگر از این فرنچایز با نام Wolfenstein: Youngblood رسید  که باز هم یکی از برترین تجربه های شوتر اول شخص و اکشن ناب را برای ما به ارمغان آورد. Wolfenstein: Youngblood که توسعه و انتشار آن را MachineGames و Arkane Studios و کمپانی Bethesda Softworks عهده دار هستند، در نسل هشتم در دسترس علاقمندان قرار گرفت. پلتفرم های مقصد این بازی که در ژانر شوتر اول شخص داستان محور قرار دارد شامل پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان و رایانه های شخصی هستند. وقایع این نسخه در سال ۱۹۸۰ و دو دهه بعد از اتفاقات بازی Wolfenstein II: The New Colossus رقم می خورد. حالا دیگر آلمان ناری جنگ جهانی دوم را پیروز شده است! Jessica و Sophia Blazkowicz که دخترهای دو قلوی ویلیام بلازکوویچ افسانه ای هستند باید به پاریس سفر کنند و در جستجوی پدر گم شده شان باشند. همزمان آنها باید به نیروی مقاومت فرانسه نیز کمک کنند تا شر نازی ها را که بعد از جنگ جهانی دوم این کشور را تصرف کرده اند از سر مردم فرانسه کم کنند. برخلاف عناوین سال های اخیر این سری، این بار شما می توانید ماموریت ها را به ترتیبی که دوست دارید و در یک ساختار غیر خطی به پایان برسانید و در این مسیر کلی قابلیت ها و تجهیزات گوناگون نیزبه دست خواهید آورد.

مثل همیشه در این نسخه نیز شاهد برخی از جذاب ترین و هیجان انگیزترین اتفاقات در دنیای بازی های اکشن هستیم و باز هم باید با قدرت بی اندازه نازی ها و ربات ها و آزمایشات عجیب و غریبشان که چاشنی تخیل را هم به طور شیرین و قابل باوری در خود دارد، دست و پنجه نرم کنیم و آنها را شکست دهیم که کار آسانی نخواهد بود ولی خب مثل همیشه خیلی باحال و خفن و از همه مهم تر دیوانه وار است. البته همان طور که گفتم این بار دیگر این کارها را در قالب ویلیام بلازکوویچ محبوب و قدرتمند و این نازی کش افسانه ای انجام نمی دهیم و نوبت به “خون های جوان این خانواده” و دوقلوهای بلازکوویچ رسیده است که نبرد را پیش ببرند. شما در بازی می توانید کنترل سوفیا یا جسیکا را به انتخاب خودتان بر عهده بگیرید. یک مد انتخابی cooperative multiplayer نیز در بازی وجود دارد که خیلی جذاب است و شما می توانید بازی را در کنار یک دوست و همراه انسانی و یا همراه هوش مصنوعی به پایان برسانید. مخلصم کلام این که دوستان عزیز یکی از جذاب ترین و دیوانه وار ترین اکشن و شوترهای اول شخص این نسل را از دست ندهید و مخصوصا اگر این بازی را کوآپ بازی کنید تا همیشه لذت تجربه ی این عنوان جذاب در خاطرتان خواهد ماند. به نام ولفنشتاین اعتماد کنید

مثل همیشه در این نسخه نیز شاهد برخی از جذاب ترین و هیجان انگیزترین اتفاقات در دنیای بازی های اکشن هستیم و باز هم باید با قدرت بی اندازه نازی ها و ربات ها و آزمایشات عجیب و غریبشان که چاشنی تخیل را هم به طور شیرین و قابل باوری در خود دارد، دست و پنجه نرم کنیم و آنها را شکست دهیم که کار آسانی نخواهد بود ولی خب مثل همیشه خیلی باحال و خفن و از همه مهم تر دیوانه وار است. البته همان طور که گفتم این بار دیگر این کارها را در قالب ویلیام بلازکوویچ محبوب و قدرتمند و این نازی کش افسانه ای انجام نمی دهیم و نوبت به “خون های جوان این خانواده” و دوقلوهای بلازکوویچ رسیده است که نبرد را پیش ببرند. شما در بازی می توانید کنترل سوفیا یا جسیکا را به انتخاب خودتان بر عهده بگیرید. یک مد انتخابی cooperative multiplayer نیز در بازی وجود دارد که خیلی جذاب است و شما می توانید بازی را در کنار یک دوست و همراه انسانی و یا همراه هوش مصنوعی به پایان برسانید. مخلصم کلام این که دوستان عزیز یکی از جذاب ترین و دیوانه وار ترین اکشن و شوترهای اول شخص این نسل را از دست ندهید و مخصوصا اگر این بازی را کوآپ بازی کنید تا همیشه لذت تجربه ی این عنوان جذاب در خاطرتان خواهد ماند. به نام ولفنشتاین اعتماد کنید.

۵ – Bulletstorm عنوانی بی کیفیت است

آخ که چقدر در هر دو نسل هفتم و هشتم من با این بازی Bulletstorm کیف کردم و لذت بردم. این بازی به خاطر آن شلاق خفنش و صحنه آهسته شدنش لذتی دارد که واقعا تا امروز در کمتر شوتری تجربه کرده ام و به معنای واقعی فان و لذتبخش بود. Bulletstorm واقعا یکی از آن بازی ها و شوترهای خیلی خاص نسل هفتم بود که واقعا مشابهی نداشت و به سبب المان هایی که در گیم پلی آن وجود داشتند، تبدیل به یکی از هیجان انگیزترین و سریع ترین شوترهایی شده بود که در نسل هفتم وجود داشت. کشیدن دشمنان به سمت خود، آهسته شدن صحنه، یک لگد به او زدن و وی را پرت کردن و دوباره صحنه اهسته شدن، متلاشی کردنش با شات گان قبل از این که زمین برسد! کدام بازی به این شکل را سراغ دارید؟ تازه بابت تک تک کارهایی که می کنید و شلیک ها و نوع کشتن دشمنان و انجام روش های مختلف برای مبارزه، به سبک بازی های نقش آفرینی در کنار صفحه امتیاز می گیرید و انواع و اقسام چالش ها را دارید که انجام دهید و به آنها برسید تا آزاد شوند و پرک های مختلفی را در اختیار شما قرار دهند و بتوانید با امتیازات خود، تجهیزاتتان را ارتقا دهید و مبارزات بازی را مدام “خفن تر” نمایید. اگر راستش را بگویم با وود به نسل هشتم و دیدن این که تمام بازی ها دارند ریمستر می شوند، همیشه در گوشه ذهنم بود که کاش Bulletstorm را هم ریمستر کنند و واقعا منتظر اعلام این موضوع بودم که وقتی مشخص شد این کار قرار است واقعا اتفاق بیافتد از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم و می دانستم که خیلی زود این بازی را بعد از انتشار خریداری خواهم کرد.

آخ که چقدر در هر دو نسل هفتم و هشتم من با این بازی Bulletstorm کیف کردم و لذت بردم. این بازی به خاطر آن شلاق خفنش و صحنه آهسته شدنش لذتی دارد که واقعا تا امروز در کمتر شوتری تجربه کرده ام و به معنای واقعی فان و لذتبخش بود. Bulletstorm واقعا یکی از آن بازی ها و شوترهای خیلی خاص نسل هفتم بود که واقعا مشابهی نداشت و به سبب المان هایی که در گیم پلی آن وجود داشتند، تبدیل به یکی از هیجان انگیزترین و سریع ترین شوترهایی شده بود که در نسل هفتم وجود داشت. کشیدن دشمنان به سمت خود، آهسته شدن صحنه، یک لگد به او زدن و وی را پرت کردن و دوباره صحنه اهسته شدن، متلاشی کردنش با شات گان قبل از این که زمین برسد! کدام بازی به این شکل را سراغ دارید؟ تازه بابت تک تک کارهایی که می کنید و شلیک ها و نوع کشتن دشمنان و انجام روش های مختلف برای مبارزه، به سبک بازی های نقش آفرینی در کنار صفحه امتیاز می گیرید و انواع و اقسام چالش ها را دارید که انجام دهید و به آنها برسید تا آزاد شوند و پرک های مختلفی را در اختیار شما قرار دهند و بتوانید با امتیازات خود، تجهیزاتتان را ارتقا دهید و مبارزات بازی را مدام “خفن تر” نمایید

مخصوصا این که سازندگان، در یک آیتم اضافه، شخصیت دوک ناکم را به عنوان یک شخصیت اصلی قابل بازی کامل با صدای خودش و تکیه کلام ها و … به بازی اضافه کرده بودند و سبب می شد تا Bulletstorm حال و هوای جدیدی داشته باشد. همچنین اعلام شد که نام این نسخه جدید و ریمستر شده Bulletstorm: Full Clip Edition خواهد بود. زمان گذشت و سرانجام موقع انتشار بازی فرا رسید. نسخه Bulletstorm: Full Clip Edition به مانند بازی اصلی، عنوانیست در ژانر First Person Shooter که توسط People Can Fly و Epic Games ساخته شده و کمپانی Gearbox Software در سال ۲۰۱۷ آن را برای PlayStation 4, Microsoft Windows و Xbox One منتشر کرد (برخلاف بازی اصلی که نشر آن را الکترونیک آرتز عهده دار بود). ولی بعد از انتشار این بازی بود که حسابی جا خوردم و واقعا از سازندگان و ناشر حریص بازی که اتفاقا خوشنام هم هستند بدم آمد. یک بازی ریمستر شده با قیمت ۶۰ دلار و نسخه ای که دوک ناکم را دارد ۷۰ دلار؟ واقعا شوخی می کنید؟ این دیگر چه گندکاری است؟ چقدر حریص؟ در دوره ای که بازی هایی مثل هل بلید در نسل هشتم ساخته می شود و سازندگانش به احترام بازیبازان، آن را ۳۰ دلار می فروشند و قیمت تقریبا تمامی بازی های ریمستر شده بین ۳۰ تا ۴۰ دلار است، شما آمده اید و بازی نسل هفتمی را فقط ارتقای بصری داده اید و کرده اید ۷۰ دلار؟ آن قدر از این حرکت بدم آمد که بازی را نخریدم و صبر کردم تا وقتی شد ۱۰ دلار آن را گرفتم و تجربه کردم و باز هم دنیایی از لذت را تجربه کردم.

قطعا اگر سازندگان و ناشر بازی این نسخه ریمستر را با قیمت ۳۰ تا  ۴۰ دلار می فروختند وضعیت فروش این بازی بسیار بسیار بهتر می شد، مخصوصا به این خاطر که این شوتر یکی از بهترین خاطرات بازبازان نسل هفتم را رقم زده بود و خیلی ها مثل من مشتاق بازی کردنش بودند، ولی با این طمعکاری، در واقع بازی به این زیبایی را هدر دادند. اگر بحث قیمت را کنار بگذاریم و بر اساس محتوا قضاوت کنیم Bulletstorm: Full Clip Edition یک ریمستر عالی و یکی از بهترین بازی های ریمستر شده در نسل هشتم است ولی خب تنها موضوع قیمت حریصانه مطرح است که اصلا قابل توجیه نیست.  در هر صورت نسخه Bulletstorm: Full Clip Edition پس از انتشار به مانند بازی  اصلی خود موفق عمل کرده و از سوی طرفداران و منتقدان منابع و مراجع معتبر گیمینگ تحسین شد. این بازی از مجموع نقد ها و نمرات خود امتیاز متای ۸۲/۱۰۰ در نسخه ایکس باکس وان و متای ۷۵ و ۷۶ را در نسخه پلی استیشن ۴ و رایانه های شخصی کسب نمود تا به این ترتیب موفقیت بازی اصلی را تکرار نماید. به طور کلی باید بدانید که یکی از مسخره ترین حرف هایی که ممکن است بشنوید این است که Bulletstorm عنوانی ضعیف است چرا که حتی نزدیک به واقعیت هم نیست این حرف. اگر شوتر اول شخص تک نفره دوست دارید این بازی باید یکی از اولین گزینه هایتان باشد

مطمئنم که خیلی ها هم مثل من در دنیا همین کار را کردند و قطعا اگر سازندگان و ناشر بازی این نسخه را با قیمت ۳۰ تا  ۴۰ دلار می فروختند وضعیت فروش این بازی بسیار بسیار بهتر می شد، مخصوصا به این خاطر که این شوتر یکی از بهترین خاطرات بازبازان نسل هفتم را رقم زده بود و خیلی ها مثل من مشتاق بازی کردنش بودند، ولی با این طمعکاری، در واقع بازی به این زیبایی را هدر دادند. اگر بحث قیمت را کنار بگذاریم و بر اساس محتوا قضاوت کنیم Bulletstorm: Full Clip Edition یک ریمستر عالی و یکی از بهترین بازی های ریمستر شده در نسل هشتم است ولی خب تنها موضوع قیمت حریصانه مطرح است که اصلا قابل توجیه نیست.  در هر صورت نسخه Bulletstorm: Full Clip Edition پس از انتشار به مانند بازی  اصلی خود موفق عمل کرده و از سوی طرفداران و منتقدان منابع و مراجع معتبر گیمینگ تحسین شد. این بازی از مجموع نقد ها و نمرات خود امتیاز متای ۸۲/۱۰۰ در نسخه ایکس باکس وان و متای ۷۵ و ۷۶ را در نسخه پلی استیشن ۴ و رایانه های شخصی کسب نمود تا به این ترتیب موفقیت بازی اصلی را تکرار نماید. به طور کلی باید بدانید که یکی از مسخره ترین حرف هایی که ممکن است بشنوید این است که Bulletstorm عنوانی ضعیف است چرا که حتی نزدیک به واقعیت هم نیست این حرف. اگر شوتر اول شخص تک نفره دوست دارید این بازی باید یکی از اولین گزینه هایتان باشد.

۴ – Code Vein عنوان با کیفیتی نیست

یک بازی هاردکور سولزلایک دیگر که باز هم مطابق معمول خیلی عناوین این سبک در سطح شایستگی اش تحسین نشد و منتقدین سراسر دنیا در وبسایت ها و منابع و مراجع مختلف گیمینگ نظر و نقد خود را در مورد آن بیان کردند. جالب بود که برخی کلی از Code Vein تعریف کردند و برخی آن را حسابی کوبیدند! معمولا وقتی این طور می شود که یک بازی با برخی سلیقه ها جور باشد و با برخی سلیقه ها جور نیاشد و در نقدها هم سلیقه کاملا دخیل شود. باز هم به سنت عناوین هاردکور مقداری بیش از حد سختگیرانه با Code Vein برخورد شد و مطابق کیفیتی که دارد به آن امتیاز ندادند و دلیلش را هم نمی دانم چرا ولی خب به هر حال نظر هر منتقدی محترم است و مسئولیت نقدش با خودش است و می تواند هر چه می خواهد در مورد بازی بگوید. لابد برخی با این جور بازی ها مشکلی دارند یا از این مدل عناوین هاردکور خوششان نمی آید، ولی به هر حال و به هر دلیلی، Code Vein هم نمراتی در حد کیفیتش نگرفت. نکته جالبی است که ناشر و صاحب امتیاز سری سولز که همه از آن الگو گرفته اند خودش بیاید و یک بازی بسازد با حال و هوایی کاملا متفاوت با الهام گرفتن مستقیم از فرنچایز مشهور خودش! بله این اتفاقی است که در مورد بازی Code Vein رخ داده است و این بازی از همان زمان معرفی با نمایش های عالی خود قطعا هر طرفدار اکشن نقش آفرینی هاردکور و هر طرفدار سری سولز را به سمت خود جذب کرد. Code Vein عنوانی است که طرفداران سولز قطعا منتظر و چشم به راه آن بودند. چه چیزی بهتر از یک بازی کاملا الهام گرفته از سولز آن هم توسط ناشر خود سری Dark Souls. بازی Code Vein که عنوانی است در ژانر Action RPG و در دنیایی انیمه مانند و آخرالزمانی رخ می دهد، توسط Bandai Namco ساخته شد و توسط همین کمپانی برای پلتفرم های PlayStation 4, Xbox One و Microsoft Windows منتشر گردید.

یک بازی هاردکور سولزلایک دیگر که باز هم مطابق معمول خیلی عناوین این سبک در سطح شایستگی اش تحسین نشد و منتقدین سراسر دنیا در وبسایت ها و منابع و مراجع مختلف گیمینگ نظر و نقد خود را در مورد آن بیان کردند. جالب بود که برخی کلی از Code Vein تعریف کردند و برخی آن را حسابی کوبیدند! معمولا وقتی این طور می شود که یک بازی با برخی سلیقه ها جور باشد و با برخی سلیقه ها جور نیاشد و در نقدها هم سلیقه کاملا دخیل شود. باز هم به سنت عناوین هاردکور مقداری بیش از حد سختگیرانه با Code Vein برخورد شد و مطابق کیفیتی که دارد به آن امتیاز ندادند و دلیلش را هم نمی دانم چرا ولی خب به هر حال نظر هر منتقدی محترم است و مسئولیت نقدش با خودش است و می تواند هر چه می خواهد در مورد بازی بگوید. لابد برخی با این جور بازی ها مشکلی دارند یا از این مدل عناوین هاردکور خوششان نمی آید، ولی به هر حال و به هر دلیلی، Code Vein هم نمراتی در حد کیفیتش نگرفت

کمپانی باندای نامکو که یکی از برترین فرنچایزهای اکشن نقش آفرینی غربی در تاریخ بازی های ویدئویی یعنی دارک سولز را در اختیار دارد، حالا سعی کرده است تا همان سبک و سیاق گیم پلی و المان های هاردکور و چالش برانگیز سری سولز را به دل یک بازی با حال و هوای ژاپنی تر از نظر گرافیکی ببرد (شبیه به کاری که در بازیNioh شاهد بودیم) که طراحی هایش بیشتر حالت انیمه گونه در دنیایی مدرن داشته و سبک و سیاق طراحی شخصیت ها و محیط هایش شباهت زیادی به دیگر فرنچایز این کمپانی یعنی God Eater دارند. ذره ای تردید وجود ندارد که فرنچایز شاهکار سولز از نظر گیم پلی بزرگ ترین منبع الهام Code Vein است که البته این موضوع همان طور که قبلا هم گفته ام، هم به دلیل بزرگی و محبوبیت فرنچایز سولز و هم به دلیل حضور باندای نامکو که ناشر سری سولز است در قامت سازنده و ناشر Code Vein، جای هیچ تعجبی هم ندارد. اما مهم ترین نکته اینجاست که Code Vein یکی از برترین عناوین برای مثال زدن در مورد “الگو گرفتن از یک فرنچایز بدون کپی کردن آن” است. در واقع مبارزات و گیم پلی و فضاسازی و طراحی Code Vein، در عین شباهت از نظر قوانین گیم پلی و مبارزات و همچنین قوانین دنیای بازی، احساس متمایزی را از عناوین سولز به بازیباز منتقل می کند. اتفاقا همین نکته هم هست که خیلی خیلی مهم است، یعنی الهام گرفتن بدون کپی. از لحاظ کلیت بازی باید بگویم Code Vein  یک اکشن نقش آفرینی هاردکور با المان های عمیق گیم پلی دارک سولز، سیاهچال های بلادبورن و گرافیک انیمه گونه ژاپنی شبیه به سری God Eater است، البته با طراحی هایی بسیار زیباتر و تاریک تر.

اصلا فکر نکنید چون عاشق سولز هستید عاشق Code Vein هم می شوید زیرا این بازی یک نکته خاص دارد که آن هم قالب انیمه ای بازی است و طراحی های انیمه گونه  کلی از حال و هوای بازی را عوض می کنند و آن را خیلی خاص می کنند و برای خیلی ها ممکن است این موضوع جذاب نباشد، همان طور که طراحی های ژاپنی Nioh برای خیلی ها جذاب نبود و از آن لذت نبردند با این که عاشق سولز بودند. Code Vein انتخابی بسیار عالی برای علاقمندان به سبک اکشن نقش آفرینی و مخصوصا طرفداران عناوین هاردکور این ژانر مثل سری عناوین Dark Souls و Bloodborne و Nioh به حساب می آید. مخصوصا اگر که به عناوین دارای جلوه های بصری انیمه مانند نیز علاقمند هستید که دیگر نور علی نور است و نباید در تجربه  Code Vein ذره ای تردید کنید.  خلاصه ی کلام این که در Code Vein، شاهد یک بازی خوش ساخت و جذاب هستیم که هرگز کیفیتش در حد متای ۷۰ نیست و به شخصه اعتقاد دارم برای دوست داران سری سولز، تجربه Code Vein بدون توجه به نمراتش، لازم و واجب است. پس لطفا به سلیقه خودتان اعتماد کنید نه سلیقه بقیه!

Code Vein با سطح بالای پیوستگی مناطق، طراحی های عالی، تنوع خوب دشمنان و باس ها، داستان و روایت جذاب، شخصیت های باحال، شخصی سازی های بسیار گسترده و گیم پلی فوق العاده عمیق موفق می شود تا مخاطب هدف خود را کاملا راضی تگاه دارد و خودش را به عنوان یکی از بازی های هاردکور باکیفیت نسل هشتم معرفی کند. البته باید این را بدانید که Code Vein بازی مناسب هر بازیبازی نیست، همان طور که دارک سولز و Surge و Nioh مناسب هر بازیبازی نیستند. تازه این را هم باید اضافه کنم که اصلا فکر نکنید چون عاشق سولز هستید عاشق Code Vein هم می شوید زیرا این بازی یک نکته خاص دارد که آن هم قالب انیمه ای بازی است و طراحی های انیمه گونه  کلی از حال و هوای بازی را عوض می کنند و آن را خیلی خاص می کنند و برای خیلی ها ممکن است این موضوع جذاب نباشد، همان طور که طراحی های ژاپنی Nioh برای خیلی ها جذاب نبود و از آن لذت نبردند با این که عاشق سولز بودند. Code Vein انتخابی بسیار عالی برای علاقمندان به سبک اکشن نقش آفرینی و مخصوصا طرفداران عناوین هاردکور این ژانر مثل سری عناوین Dark Souls و Bloodborne و Nioh به حساب می آید. مخصوصا اگر که به عناوین دارای جلوه های بصری انیمه مانند نیز علاقمند هستید که دیگر نور علی نور است و نباید در تجربه  Code Vein ذره ای تردید کنید.  خلاصه ی کلام این که در Code Vein، شاهد یک بازی خوش ساخت و جذاب هستیم که هرگز کیفیتش در حد متای ۷۰ نیست و به شخصه اعتقاد دارم برای دوست داران سری سولز، تجربه Code Vein بدون توجه به نمراتش، لازم و واجب است. پس لطفا به سلیقه خودتان اعتماد کنید نه سلیقه بقیه!

۳ – Far Cry New Dawn دقیقا مثل نسخه ی پنجم است و چیز جدیدی ندارد

بله دیگز برای بازی یوبسافت خیلی هم عجیب نیست که الکی کوبیده شود مخصوصا با دشمنان قسم خورده و شمشیر از رو بسته! ساخت عناوین دنباله و فرعی و اسپین آف و … از یک فرنچایز بزرگ در دنیای امروز تبدیل به کاری وحشتناک و خوفناک شده است و برخی سازندگان واقعا ترجیح می دهند یک آی پی جدید بسازند تا این که بر روی بازیشان،یک اسم بزرگ و یک شماره یا پسوند حک شود و کار برایشان چندین برابر سخت تر شود و منتقدان و طرفداران آن فرنچایز و کلا صنعت بازی با دیدی سخت گیرانه تر و با یاد نسخه های موفق و بسیار بزرگ آن سری، به بازی جدید نگاه کنند و از آن ایراد بگیرند. دلیل اصلی این موضوع به این خاطر است که در سال های اخیر سطح انتظارات جامعه جهانی بازیبازان نسبت به دوران گذشته بسیار بالاتر رفته است، مخصوصا همانطور که گفته شد در مورد نسخه های جدید فرنچایزی که شماره های اول آن عالی و فوق العاده بوده است. صنعت بازی و طرفداران و منتقدان و…  انتظار دارند و داریم که وقتی یک عنوان در شماره اول برای ما خاطرات شیرینی رقم زده است در شماره های بعدی نه تنها خاطرات شیرین تری را برای ما خلق کند، بلکه انتظار هم داریم تا نسخه جدید هم مانند بازی قبلی باشد و هم یک بازی جدید باشد. ما فقط می خواهیم، اما نمی دانیم چطور باید چنین کاری را عملی کرد و فکر نمی کنیم که ایا اصلا این خواسته منطقی است یا خیر؟ از جهتی دیگر در سال های اخیر نقش نمرات و امتیازات بازی ها مخصوصا مراجع معتبر در موفقیت یک بازی و حتی فروش آن بسیار پر رنگ تر شده است و این نمرات کاملا نقش تعیین کننده ای دارند. حالا وقتی سازنده ای می خواهد نسخه جدید از یک فرنچایز موفق را بسازد واقعا نمی داند که باید دقیقا چه کاری انجام دهد تا منتقدین راضی شوند. اگر بیایند و با المان های موفق عنوان اول یک بازی جدید خلق کنند و تنها کیفیت گرافیکی و .. بازی را ارتقا دهند که منتقدان انگ تکراری بودن به آن بازی می زنند و گاهی از نمره آن کم می کنند در حالی که با خود نمی گویند چرا سازنده باید اصطلاحا به ترکیب تیم برنده دست بزند و بازی موفق خود را کلی تغییر دهد؟ اگر هم تغییرات زیاد ایجاد کنند که همین خود ما می گوییم این که دیگر اصلا فلان فرنچایز نیست و یک بازی دیگر شده است. Far Cry: New Dawn جزو عناوینی است که نشان می دهند می شود از یک نام بزرگ، عنوانی دنباله یا فرعی ساخت و هم کاری کرد که بازی هم به ریشه هایش وفادار باشد و هم تغییراتی داشته باشد که بازی را جذاب تر می کند. عنوانی که چون شماره دار و اصلی نیست، آن قدر انتظار نمی رفت که تغییرات شدید و … نسبت به بازی پنجم داشته باشد اما سازندگان موفق شده اند تا هم تغییراتی ریز در بازی ایجاد کنند که آن را برای بازیباز متنوع تر نمایند و هم کاملا به نام فارکرای وفادار بمانند.

در بازی های اسپین آف معمولا گیم پلی دقیقا همان گیم پلی بازی اصلی قبلی سری است (مثل آنچارتد لاست لگسی) که شاید تنها مقدار کمی تغییرات را به خودش دیده باشد ولی در Far Cry: New Dawn با این که اصول کلی همان اصول و پایه فارکرای ۵ است، تغییرات یا بهتر است به جای کلمه تغییرات بگویم “اضافات” زیادی را شاهد هستیم که می توانم بگویم انگار این بازی تبدیل به یک عنوان نقش آفرینی شده است با قابلیت های ارتقا و آپگرید پایگاه ها، میزهای ساخت سلاح و تجهیزات مختلف، درجه بندی تجهیزات از معمولی تا عالی بر اساس رنگ، درجه بندی حیوانات از معمولی تا حیوانات جهش یافته (نه مثل فال آوت البته!) و قدرتمند که در ابتدای بازی با یک ضربه تقریبا شما را می کشند، انواع و اقسام ماموریت های اصلی و فرعی و گنج یابی، صحبت با شخصیت های مختلف و تشکیل یک گروه از متحدین برای کمک به شما و کلی المان های نقش آفرینی دیگر. فکر می کنم نقش آفرینی کردن آدیسی و موفقیت بی نظیر آن به یوبیسافت مزه داده است و حالا فارکرای را هم دارد آرام آرام نقش آفرینی می کند و گیم پلی آن را با کلی المان های این سبک عمیق تر کرده است. در واقع Far Cry: New Dawn در بخش گیم پلی هم عنوانی وفادار به ریشه های سری محسوب می شود و هم به اندازه کافی المان های جدید برای متنوع تر کردن بازی و متمایز کردن آن از نسخه های قبلی را در اختیار دارد و از لحاظ میزان و تنوع محتوا نیز به عنوان یک بازی اسپین آف و فرعی بی نظیر عمل کرده است و هیچ چیزی از یک نسخه اصلی و شماره دار کم ندارد

یوبیسافت که یکی از برترین کمپانی های صنعت گیم از لحاظ “درک مفهوم سرگرم کننده بودن یک بازی بزرگ” است بار دیگر نشان داد که چطور می شود یک بازی جهان آزاد جذاب و بسیار سرگرم کننده ساخت، حتی اگر یک عنوان اسپین آف با زمان ساخت کم و بر پایه بازی قبلی سری باشد. Far Cry: New Dawn که توسط یوبیسافت ساخته شده بود در سال ۲۰۱۱ توسط این کمپانی برای پلتفرم های پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان و رایانه های شخصی منتشر گردید. این عنوان از نظر بازخوردها و امتیازات نسبتا خوب عمل کرد و مجموع این بازخوردها نهایتا منجر به کسب امتیاز متای ۷۱ در نسخه ای که بیشترین تعداد نقد را دارد شد که واقعا شایستگی بازی بیشتر از این امتیاز است. راستش باید بگویم به طور عجیبی با این که Far Cry: New Dawn از همه نظر یک بازی جذاب و با کیفیت بود (حتی با این که یک عنوان اسپین آف بود ولی باز هم کلی اضافات جدید داشت)، ولی بازخوردهایی که شایسته اش بود کسب نکرد که البته چون بازی یوبسافت است و این کمپانی دشمنان قسم خورده کم ندارد زیاد هم عجیب نیست ولی خب شما این را بدانید که این بازی واقعا فوق العاده است. Far Cry: New Dawn یک نسخه اسپین آف و فرعی است اما نه تنها چیز زیادی از عناوین اصلی سری کم ندارد بلکه در برخی مواقع از نظر المان های گیم پلی برتر هم هست. Far Cry: New Dawn یک تجربه فوق العاده لذتبخش، هیجان انگیز و بی نهایت سرگرم کننده است که لحظه لحظه تجربه آن برای بازیباز، به مانند تمام عناوین قبلی این سری، شیرین و به یاد ماندنی است و خیلی زود جذب المان های جذاب آن خواهید شد. در واقع Far Cry: New Dawn تمام نکات بی نظیر نسخه پنجم (غیر از داستان و شخصیت های عالی) را دارد و  کلی هم المان ها و اضافات جدید به گیم پلی آن افزوده است تا شاهد یک تجربه کاملا متفاوت از بازی پنجم و یک بازی کامل و پرمحتوا باشیم و ذره ای حس تکرار به ما دست ندهد و فکر کنیم داریم یک بازی جدید اصلی از این سری را تجربه می کنیم نه یک اسپین آف که یک سال بعد از نسخه پنجم منتشر شده است.

راستش باید بگویم به طور عجیبی با این که Far Cry: New Dawn از همه نظر یک بازی جذاب و با کیفیت بود (حتی با این که یک عنوان اسپین آف بود ولی باز هم کلی اضافات جدید داشت)، ولی بازخوردهایی که شایسته اش بود کسب نکرد که البته چون بازی یوبسافت است و این کمپانی دشمنان قسم خورده کم ندارد زیاد هم عجیب نیست ولی خب شما این را بدانید که این بازی واقعا فوق العاده است. Far Cry: New Dawn یک نسخه اسپین آف و فرعی است اما نه تنها چیز زیادی از عناوین اصلی سری کم ندارد بلکه در برخی مواقع از نظر المان های گیم پلی برتر هم هست. Far Cry: New Dawn یک تجربه فوق العاده لذتبخش، هیجان انگیز و بی نهایت سرگرم کننده است که لحظه لحظه تجربه آن برای بازیباز، به مانند تمام عناوین قبلی این سری، شیرین و به یاد ماندنی است و خیلی زود جذب المان های جذاب آن خواهید شد. در واقع Far Cry: New Dawn تمام نکات بی نظیر نسخه پنجم (غیر از داستان و شخصیت های عالی) را دارد و  کلی هم المان ها و اضافات جدید به گیم پلی آن افزوده است تا شاهد یک تجربه کاملا متفاوت از بازی پنجم و یک بازی کامل و پرمحتوا باشیم و ذره ای حس تکرار به ما دست ندهد و فکر کنیم داریم یک بازی جدید اصلی از این سری را تجربه می کنیم نه یک اسپین آف که یک سال بعد از نسخه پنجم منتشر شده است.

در بازی های اسپین آف معمولا گیم پلی دقیقا همان گیم پلی بازی اصلی قبلی سری است (مثل آنچارتد لاست لگسی) که شاید تنها مقدار کمی تغییرات را به خودش دیده باشد ولی در Far Cry: New Dawn با این که اصول کلی همان اصول و پایه فارکرای ۵ است، تغییرات یا بهتر است به جای کلمه تغییرات بگویم “اضافات” زیادی را شاهد هستیم که می توانم بگویم انگار این بازی تبدیل به یک عنوان نقش آفرینی شده است با قابلیت های ارتقا و آپگرید پایگاه ها، میزهای ساخت سلاح و تجهیزات مختلف، درجه بندی تجهیزات از معمولی تا عالی بر اساس رنگ، درجه بندی حیوانات از معمولی تا حیوانات جهش یافته (نه مثل فال آوت البته!) و قدرتمند که در ابتدای بازی با یک ضربه تقریبا شما را می کشند، انواع و اقسام ماموریت های اصلی و فرعی و گنج یابی، صحبت با شخصیت های مختلف و تشکیل یک گروه از متحدین برای کمک به شما و کلی المان های نقش آفرینی دیگر. فکر می کنم نقش آفرینی کردن آدیسی و موفقیت بی نظیر آن به یوبیسافت مزه داده است و حالا فارکرای را هم دارد آرام آرام نقش آفرینی می کند و گیم پلی آن را با کلی المان های این سبک عمیق تر کرده است. در واقع Far Cry: New Dawn در بخش گیم پلی هم عنوانی وفادار به ریشه های سری محسوب می شود و هم به اندازه کافی المان های جدید برای متنوع تر کردن بازی و متمایز کردن آن از نسخه های قبلی را در اختیار دارد و از لحاظ میزان و تنوع محتوا نیز به عنوان یک بازی اسپین آف و فرعی بی نظیر عمل کرده است و هیچ چیزی از یک نسخه اصلی و شماره دار کم ندارد. یوبیسافت با ساخت Far Cry: New Dawn کاری بزرگ و عالی را انجام داده است و عنوانی اسپین آف و فرعی از یکی از بررگ‌ترین فرنچایزهایش را ساخته که به معنای واقعی قابل تحسین و لذتبخش است، چه برای طرفداران سری و چه برای دوست داران شوتر های اول شخص جهان آزاد و عمیق. Far Cry: New Dawn کاملا توانسته است تا به خوبی از تمامی المان های لازم برای تبدیل شدن به یک شوتر اول شخص جذاب و نسل هشتمی استفاده کرده و عنوانی جذاب و هیجان انگیز را در اختیار بازیبازان و طرفداران قرار دهد. گرافیک چشم نواز، رنگ بندی فوق العاده، دنیایی زیبا و جذاب از لحاظ طراحی هنری، گرافیک فنی قدرتمند و با ثبات، گیم پلی بسیار متنوع و اضافات و المان های جدید نقش آفرینی نسبت به بازی پنجم، گان پلی و سیستم تیراندازی بسیار خوش دست و لذتبخش و تنوع عالی سلاح ها، همه و همه دست به دست هم داده اند تا Far Cry: New Dawn تبدیل به عنوانی عالی شو/ لطفا گول حرف هایی مثل این که بازی Far Cry: New Dawn بازی ضعیفی است را نخورید زیرا دقیقا برعکس است.

۲ – Prototype 2 یک بازی و دنباله ضعیف است

نسخه اول سری Prototype در نسل هفتم یک بازی جذاب و سرگرم کننده بود که بازیبازان زیادی آن را تجربه کردند و بازخوردهای اغلب مثبتی را نیز دریافت نمود. موفقیت این بازی سبب شد تا نسخه ی دوم هم ساخته شود و در نسل هفتم در اختیار طرغفداران قرار بگیرد. Prototype 2 که مانند بازی اول توسط X ساخته شده بود در سال ۲۰۱۱ توسط کمپانی الکترونیک آرتز برای پلتفرم های پلی استیشن ۳ و ایکس باکس۳۶۰ و رایانه های شخصی منتشر گردید. این عنوان از نظر بازخوردها و امتیازات نسبتا خوب عمل کرد و از سوی بسیاری مورد تحسین قرار گرفت ولی در نقطه مقابل هم خیلی ها از آن به عنوان یک بازی نه چندان خوب یاد کردند و مجموع این بازخوردها نهایتا منجر به کسب امتیاز متای ۷۶ در نسخه ای که بیشترین تعداد نقد را دارد شد که واقعا شایستگی بازی بیشتر از این امتیاز است. حتی خود امتیاز ۷۶ هم امتیاز خوبی است ولی در مجموع از Prototype 2 به عنوان یک بازی موفق یاد نمی شود و حتی روند ساخت این سری هم در این نسخه متوقف شد و شاهد تکمیل ۳ گانه نبودیم.

در نسخه ی دوم، شخصیت اصلی بازی نخست، باس آخر و آنتاگونیست اصلی بازی بود.  در واقع Alex Mercer که پروتاگونیست (البته بهتر است بگوییم ضد قهرمان) نسخه اول بود در بازی دوم تبدیل به  آنتاگونیست اصلی بازی شد و باید با وی و قدرتهای مرگبارش مبارزه می کردیم. شخصیت اصلی بازی دوم گروهبان جیمز هلر آلکس مرسر را مسبب بدبختی خود و مرگ خانواده اش می دانست و قصد انتقام از وی را داشت. همان طور که قبل تر نیز اشاره کردم قدرتمندی شخصیت اصلی بازی در نسخه دوم مقداری نسبت به بازی اول و آلکس مرسر تعدیل و بالانس شده بود و بازی را مقداری چالش برانگیزتر کرده بود. مشخص نیست که آیا سری پروتوتایپ تبدیل به یک ۳ گانه خواهد شد یا خیر و آیا باز هم با شخصیتی قدرتمند و مخوف دیگر در این سری دیدار خواهیم کرد یا نه، اما  بدون شک لااقل برای من تجربه دوباره حال و هوای جذاب این سری در قالب یک نسخه جدید از پروتوتایپ آن هم با کیفیت روز دنیا، بسیار لذتبخش خواهد بود و امیدوارم این اتفاق رقم بخورد. حتما می دانید که هر دو نسخه ی سری پروتوتایپ به نسل هشتم نیز آمده اند و نسخه پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان دو بازی اول و دوم پروتوتابپ  در دسترس علاقمندان قرار دارند که واقعا هم برای طرفداران اکشن یکی از بهترین ها هستند و از آن جایی که نسخه ی دوم را در نسل هشتم پلات کرده ام باید بگویم هنوز هم این سری بعد از چندین سال جذاب و لذتبخش و دیوانه وار است

واقعا برایم عجیب است که با این که Prototype 2 از همه نظر و حتی از نظر تعادل و بالانس درجه سختی نسبت به بازی اول پیشرفت کرده بود ولی بازخوردهای مثبتی را حتی به اندازه بازی اول کسب نکرد و باید بگویم Prototype 2 حقش بیشتز از امتیازاتی که گرفت و فروشی که کرد، بود. یکی از نکاتی که همواره چه در نسخه ی اول و چه نسخه ی دوم توسط بازیبازان و منتقدان مطرح می شد، قدرت بیش از اندازه و بسیار زیاد شخصیت اصلی بازی یعنی Alex Mercer و جیمز هلر در مقایسه با دنیای اطراف و دشمنانشان بود که اعتقاد داشتند آنها مقداری بیش از حد قوی و قدرتمند طراحی شده است و به راحتی می توانند همه را به خاک و خون بکشد. از ضربات مرگبار دستها گرفته تا بیرون آوردن کلی تیغ های مرگبار از زمین و حملات با دامنه بسیار زیاد و البته تسخیر جسم دشمنان و بسیاری حملات مخوف دیگر، باعث شده بودند تا شخصیت های این سری تبدیل به یکی از قدرتمندترین و مخوف ترین شخصیت هایی شوند که در دنیای بازی های رایانه ای تا امروز مشاهده کرده ایم و خب البته باید این را هم اشاره کنم که موضوع بیش از حد قدرتمند بودن شخصیت اصلی بازی در نسخه ی دوم نسبت به بازی نخست مقداری تعدیل شده بود ولی باز هم همچنان شما آن قدر قوی بودید که کمتر کسی توان مقابله را داشت.

واقعا برایم عجیب است که با این که Prototype 2 از همه نظر و حتی از نظر تعادل و بالانس درجه سختی نسبت به بازی اول پیشرفت کرده بود ولی بازخوردهای مثبتی را حتی به اندازه بازی اول کسب نکرد و باید بگویم Prototype 2 حقش بیشتز از امتیازاتی که گرفت و فروشی که کرد، بود. یکی از نکاتی که همواره چه در نسخه ی اول و چه نسخه ی دوم توسط بازیبازان و منتقدان مطرح می شد، قدرت بیش از اندازه و بسیار زیاد شخصیت اصلی بازی یعنی Alex Mercer و جیمز هلر در مقایسه با دنیای اطراف و دشمنانشان بود که اعتقاد داشتند آنها مقداری بیش از حد قوی و قدرتمند طراحی شده است و به راحتی می توانند همه را به خاک و خون بکشد. از ضربات مرگبار دستها گرفته تا بیرون آوردن کلی تیغ های مرگبار از زمین و حملات با دامنه بسیار زیاد و البته تسخیر جسم دشمنان و بسیاری حملات مخوف دیگر، باعث شده بودند تا شخصیت های این سری تبدیل به یکی از قدرتمندترین و مخوف ترین شخصیت هایی شوند که در دنیای بازی های رایانه ای تا امروز مشاهده کرده ایم و خب البته باید این را هم اشاره کنم که موضوع بیش از حد قدرتمند بودن شخصیت اصلی بازی در نسخه ی دوم نسبت به بازی نخست مقداری تعدیل شده بود ولی باز هم همچنان شما آن قدر قوی بودید که کمتر کسی توان مقابله را داشت

حتما می دانید که در نسخه ی دوم، شخصیت اصلی بازی نخست، باس آخر و آنتاگونیست اصلی بازی بود.  در واقع Alex Mercer که پروتاگونیست (البته بهتر است بگوییم ضد قهرمان) نسخه اول بود در بازی دوم تبدیل به  آنتاگونیست اصلی بازی شد و باید با وی و قدرتهای مرگبارش مبارزه می کردیم. شخصیت اصلی بازی دوم گروهبان جیمز هلر آلکس مرسر را مسبب بدبختی خود و مرگ خانواده اش می دانست و قصد انتقام از وی را داشت. همان طور که قبل تر نیز اشاره کردم قدرتمندی شخصیت اصلی بازی در نسخه دوم مقداری نسبت به بازی اول و آلکس مرسر تعدیل و بالانس شده بود و بازی را مقداری چالش برانگیزتر کرده بود. مشخص نیست که آیا سری پروتوتایپ تبدیل به یک ۳ گانه خواهد شد یا خیر و آیا باز هم با شخصیتی قدرتمند و مخوف دیگر در این سری دیدار خواهیم کرد یا نه، اما  بدون شک لااقل برای من تجربه دوباره حال و هوای جذاب این سری در قالب یک نسخه جدید از پروتوتایپ آن هم با کیفیت روز دنیا، بسیار لذتبخش خواهد بود و امیدوارم این اتفاق رقم بخورد. حتما می دانید که هر دو نسخه ی سری پروتوتایپ به نسل هشتم نیز آمده اند و نسخه پلی استیشن ۴ و ایکس باکس وان دو بازی اول و دوم پروتوتابپ  در دسترس علاقمندان قرار دارند که واقعا هم برای طرفداران اکشن یکی از بهترین ها هستند و از آن جایی که نسخه ی دوم را در نسل هشتم پلات کرده ام باید بگویم هنوز هم این سری بعد از چندین سال جذاب و لذتبخش و دیوانه وار است .

۱ – Mass Effect 3 چون پایان خوبی نداشته است پس در حد این سری نیست!

کسی که این حرف را بزند باید یکجا از دنیای گیم پرتاب کرد بیرون چوت این دیگر سلیقه و .. نیست بلکه توهین مستقیم به هنر است و اصلا چنین شخصی زیاد چیزی در مورد گیم نمی داند. Mass Effect 3 اگر پایان بهتری داشت بدون شک از آن به عنوان بهترین بازی سری یاد می شد که از همه نظر نسبت به بازی دوم پیشرفت کرده بود ولی خب همان پایان بازی که مورد نظر طرفداران نبود باعث شد تا خیلی ها به صورت احمقانه ای کل بازی را زیر سال ببرند و فرصت پیدا کنند تا دشمنیشان با این سری شاهکار را بروز دهند. راستش را بخواهید حتی بازی اول این سری هم می تواند در این مقاله حاصر باشد زیرا آن هم با وجود کسب متای ۹۱ آن قدری که شایسته اش بود شناخته نشد و انگار این سری از نسخه ی دوم شروع شده است در حالی که بازی اول هم یک شاهکار بود. اما خب در این بخش صحبت از نسخه ی سوم است که در تک تک بخش هایش یک شاهکار بی نظیر بود و فقط پایانش از نظر خیلی ها مشکل داشت. Mass Effect  سه گانه ای است که در آن ۳ تا از بهترین نقش آفرینی های تاریخ قرار دارند و شامل عناوین Mass Effect 2 ،Mass Effect و Mass Effect 3  در سری اصلی و عنوان Andromeda به عنوان یک اسپین اف هستند.  ۳ گانه اصلی این سری توسط کمپانی Electronic Arts به ترتیب در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲ در دسترس علاقمندان قرار گرفتند. خلق این ۳ گانه‌ی جذاب و فوق العاده را BioWare بر عهده داشت و در نسخه های بعدی نیز همین سازنده وظیفه ساخت این عناوین را برعهده داشته است. ۳ گانه‌ی سری Mass Effect در نسل هفتم برای پلتفرم های پلی استیشن ۳، ایکس باکس ۳۶۰ و رایانه های شخصی منتشر شده است. خیلی خیلی هم عجیب است که چطور در نسل هشتم که نسل ریمستر و کالکشن بود، ۳ گانه Mass Effect به نسل هشت نیامد؟ چرا که اگر این اتفاق می افتاد EA سود هنگفتی به جیب می زد، چون خیلی ها در دنیا در تب و تاب تجربه دوباره ی شاهکارهای این سری هستند.

کسی که این حرف را بزند باید یکجا از دنیای گیم پرتاب کرد بیرون چوت این دیگر سلیقه و .. نیست بلکه توهین مستقیم به هنر است و اصلا چنین شخصی زیاد چیزی در مورد گیم نمی داند. Mass Effect 3 اگر پایان بهتری داشت بدون شک از آن به عنوان بهترین بازی سری یاد می شد که از همه نظر نسبت به بازی دوم پیشرفت کرده بود ولی خب همان پایان بازی که مورد نظر طرفداران نبود باعث شد تا خیلی ها به صورت احمقانه ای کل بازی را زیر سال ببرند و فرصت پیدا کنند تا دشمنیشان با این سری شاهکار را بروز دهند. راستش را بخواهید حتی بازی اول این سری هم می تواند در این مقاله حاصر باشد زیرا آن هم با وجود کسب متای ۹۱ آن قدری که شایسته اش بود شناخته نشد و انگار این سری از نسخه ی دوم شروع شده است در حالی که بازی اول هم یک شاهکار بود. اما خب در این بخش صحبت از نسخه ی سوم است که در تک تک بخش هایش یک شاهکار بی نظیر بود و فقط پایانش از نظر خیلی ها مشکل داشت

سری مس افکت از آن دست عناوینی است که تجربه آن و در واقع تجربه هر ۳ نسخه آن برای علاقمندان سبک نقش آفرینی از واجب نیز واجب تر است و قطعا تبدیل به یکی از برترین تجربه های هر شخصی که آن ها را بازی کرده خواهند شد. کالکشن ارزشمند این ۳گانه که امیدواریم در نسل هشتم یا شاید نسل بعدی هم روزی شاهد آن باشیم، در نسل هفتم عرضه شد و یکی از با ارزش ترین مجموعه های ممکن در تاریخ را پدید آورد. در نسخه ی سوم این سری همه چیز در اوج قرار داشت و واقعا اگر از پایان بازی فاکتور بگیریم این نسخه برترین بازی سری است. همواره وقتی که صحبت از این سری می شود بدون شک اولین کلمه ای که به ذهن هر طرفدار و بازیبازی می رسد “فرمانده شپرد” است و بس. در بازی های نقش آفرینی همیشه شخصیت های محبوب زیادی را سراغ داریم که بدون هیچ شکی فرمانده شپرد یکی از برترین، قدرتمندترین و محبوب ترین آن هاست. شخصیتی که در یک ۳ گانه عظیم و جذاب با او در سراسر کهکشان سفر کرده ایم، مبارزه کرده ایم، متحد جمع کرده ایم، زمین را نجات داده ایم، عاشق شده ایم و البته گاهی دوستانمان را از دست داده ایم. هر ۳ بازی Mass Effect 2 ،Mass Effect و Mass Effect 3  موفق شدند تا مورد توجه افراد حاضر در صنعت بازی قرار گرفته و بازخوردهای فوق العاده مثبت و تحسین آمیزی را از سوی منابع و مراجع معتبر گیمینگ دریافت نمودند. این ۳ عنوان زیبا به ترتیب امتیازهای متای ۹۱ و ۹۶ و ۹۳ را در اختیار دارند که بیانگر کیفیت بسیار بالای این ۳ گانه است.

داستان فوق العاده و چند لایه، روایت عالی، شخصیت های دوست داشتنی، شخصیت پردازی های بی نظیر، نقش بسیار بسیار واضح تصمیمات شما در رقم خوردن وقایع بازی و قرار دادن بازیباز در لحظاتی مرگبار برای گرفتن تصمیماتی کاملا خاکستری، گرافیک و جلوه های بصری فنی و هنری عالی، گیم پلی فوق العاده متنوع و اعتیادآور با مبارزاتی بسیار عمیق و جذاب و هیجان انگیز، لذت ناب گشت و گذار و اکتشاف در کهکشان، شخصی سازی های فوق العاده عالی، صداگذاری و موسیقی های شاهکار و بی نظیر، همه و همه در کنار هم سبب شدند که مس افکت ۳ یک شاهکار جاودانه باشد. مبادا گول حرف برخی افراد که به خاطر پایان این نسخه از آن به عنوان یک بازی بی ارزش یاد می کنند را بخورید. بازی دقیقا نقطه ی مقابل بی ارزش است یعنی شاهکار. شاهکاری که هرگز نباید از دست بدهید. همین الان که نسل ۸ هم دارد تمام می شود اگر برگردید به تجربه ی این بازی نسل هفتمی، از ۹۵ درصد نقش آفرینی های روز دنیا هم این بازی قشنگ تر است

نکته بسیار مهم در مورد این فرنچایز آن است که با انتشار نسخه های جدید هرگز کیفیتش پایین نیامد و ۳ بازی و ۳ شاهکار را در این ۳ گانه شاهد هستیم. ۳گانه ای که هر ۳ بازی آن یک شاهکار بی نظیر بوده اند و به حدی زیبا و بی نقص هستند که هنوز هم که هنوز است تجربه هر یک از آن ها از برترین بازی های این نسل نیز لذت بخش تر است.  داستان فوق العاده و چند لایه، روایت عالی، شخصیت های دوست داشتنی، شخصیت پردازی های بی نظیر، نقش بسیار بسیار واضح تصمیمات شما در رقم خوردن وقایع بازی و قرار دادن بازیباز در لحظاتی مرگبار برای گرفتن تصمیماتی کاملا خاکستری، گرافیک و جلوه های بصری فنی و هنری عالی، گیم پلی فوق العاده متنوع و اعتیادآور با مبارزاتی بسیار عمیق و جذاب و هیجان انگیز، لذت ناب گشت و گذار و اکتشاف در کهکشان، شخصی سازی های فوق العاده عالی، صداگذاری و موسیقی های شاهکار و بی نظیر، همه و همه در کنار هم سبب شدند که مس افکت ۳ یک شاهکار جاودانه باشد. مبادا گول حرف برخی افراد که به خاطر پایان این نسخه از آن به عنوان یک بازی بی ارزش یاد می کنند را بخورید. بازی دقیقا نقطه ی مقابل بی ارزش است یعنی شاهکار. شاهکاری که هرگز نباید از دست بدهید. همین الان که نسل ۸ هم دارد تمام می شود اگر برگردید به تجربه ی این بازی نسل هفتمی، از ۹۵ درصد نقش آفرینی های روز دنیا هم این بازی قشنگ تر است.


بخش اول مقاله

بخش دوم مقاله

بخش سوم مقاله

بخش چهارم مقاله

بحش پنجم مقاله

بازدید : - بار دسته بندی : مطالب اختصاصی تاريخ : 17 اکتبر 2020 به اشتراک بگذارید :
دیدگاه کاربران
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.